سخت است هی باشد خیالت هی نباشی تو
هی من بسازم عشق را از هم بپاشی تو
من سایه ی سرد زمستان گوشه ی ایوان
فیروزه در فیروزه های روی کاشی تو
من صاف وساده،متن یک احساس رودرو
غرق ِ هزار اما و آیا و حواشی تو
شب آمده با یک بغل رویای چشمانت
شب آمده تا بر دل من خون بپاشی تو
با هر حضور سرد باهر گفتگوی گرم!
داری به هر صورت دلم را می خراشی تو
من بی قراری های یک ابر ِ زمینگیرم
ابری که نیت کرده بارانش تو باشی تو
سخت است وقتی از بغض گلو درد میگیری و همه می گویند لباس گرم بپوش سرمای نبودنت بدتر از سرمای زمستان است به لرزه انداخته چهار ستون دلم را خوشبختی من پیدا کردن تو از میان این همه ضمیر بود مال من که نیست نوشتش اما قشنگ احساس منو داره
hosseiN
شنبه 27 اردیبهشتماه سال 1393 ساعت 09:17 ب.ظ
اگر بخواهیم در زندگی خود به کمال رضایت برسیم، این کار یک راه بیشتر ندارد: ابتدا ببینیم چه چیزی را بیش از همه می خواهیم ( یعنی عالیترین ارزشها در نظر ما چیست) و آنگاه تصمیم قطعی بگیریم که براساس معیارهای مورد قبول خود زندگی کنیم. آنتونی رابینز
سلام دوست من.
بسیار زیبا.مرسی.
بسیار عالی بود قبول دارم، این یک حقیقت تو زندگی همه ماست ممنون دوستم
آسیه
دوشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1393 ساعت 11:03 ق.ظ
نرگس جون؟
جون
آسیه
دوشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1393 ساعت 12:57 ب.ظ
آغوش گرمم باش...
بگذار فراموش کنم لحظه هایی را که در سرمای بی کسی لرزیدم...
بیا دوست جون بغلت کنم لبخند بزن که زیبایی را ترسیم دوباره ببخشی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
...اما تو بگو
وقتی بغض
چادر زده
روی این حنجره ی شکسته
و اشک
آرام و بی صدا
راهش را کج می کند
به سمت چشمانم
بی تو
چه کنم...!؟
من بی تو نخواهم ماند
میدانی
نسیم بوی موهایت را با خود دارد
سخت است هی باشد خیالت هی نباشی تو
هی من بسازم عشق را از هم بپاشی تو
من سایه ی سرد زمستان گوشه ی ایوان
فیروزه در فیروزه های روی کاشی تو
من صاف وساده،متن یک احساس رودرو
غرق ِ هزار اما و آیا و حواشی تو
شب آمده با یک بغل رویای چشمانت
شب آمده تا بر دل من خون بپاشی تو
با هر حضور سرد باهر گفتگوی گرم!
داری به هر صورت دلم را می خراشی تو
من بی قراری های یک ابر ِ زمینگیرم
ابری که نیت کرده بارانش تو باشی تو
سخت است وقتی از بغض گلو درد میگیری و همه می گویند لباس گرم بپوش سرمای نبودنت بدتر از سرمای زمستان است به لرزه انداخته چهار ستون دلم را خوشبختی من پیدا کردن تو از میان این همه ضمیر بود
مال من که نیست نوشتش
اما قشنگ احساس منو داره
پلک بگشا و رهایم کن از این زندگی..
اگر بخواهیم در زندگی خود به کمال رضایت برسیم، این کار یک راه بیشتر ندارد: ابتدا ببینیم چه چیزی را بیش از همه می خواهیم ( یعنی عالیترین ارزشها در نظر ما چیست) و آنگاه تصمیم قطعی بگیریم که براساس معیارهای مورد قبول خود زندگی کنیم. آنتونی رابینز
سلام دوست من.
بسیار زیبا.مرسی.
بسیار عالی بود

قبول دارم، این یک حقیقت تو زندگی همه ماست
ممنون دوستم
نرگس جون؟
جون
آغوش گرمم باش...
بگذار فراموش کنم لحظه هایی را که در سرمای بی کسی لرزیدم...
بیا دوست جون بغلت کنم
لبخند بزن که زیبایی را ترسیم دوباره ببخشی