ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 |
در سکوت به خلوت گزیده ام ،
لب هایم لرزان از گفتن دوباره ی حدیث عشق و دوست داشتن است،
لرزه ی شانه هایم بر دیوارهای سرد گرمی نمی یابد ،
من به دنبال شور و هیاهوی روزهای بودن تو، در احوال گذشته گریانم،
مرا دریاب که باز هم غرق در روزهایم.
لب هایم لرزان از گفتن دوباره حدیث عشق و دوست داشتن است ....
خیلی قشنگ بود
به منم سر بزن
پرنیان عزیز خوشحالم که خوشت اومد
یادته بهت گفتم باید نویسنده بشی
خیلی زیبا بود دوست من